-
جــای خالــیِ مــاه ...
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398 10:57
به نام خدا * مادر همینطور که فرزندش رو برای خواب آماده می کرد، بر لبۀ تخت نشست و اینطور شروع کرد: پسرک توپ پاره ای را به سمت آسمون پرتاب کرد و با عصبانیت گفت: " ببین چکار کردی! تو خواستی که توپ من اینطوری بشه در صورتی که مال خودت هنوز سالمِ سالم مونده!! " این حرفارو در حالی می زد که به سمت ماهِ کامِل اشاره...
-
اقیـانوسـی به وسعـتِ یـک استکـانِ چــای
سهشنبه 17 اردیبهشت 1398 09:06
به نام خدا توی دریا شناور میشی بعد از مدتی یه لنگرگاه پیدا می کنی؛ با خودت می گی یه چند روزی رو همینجا می مونم. چند روز میشه چند سال.. . و بعدش دیگه یادت می ره می خواستی کجا بری. یهو متوجه می شی که دیگه اصلاً برات مهم نیست کجا داشتی می رفتی.. . چون از همینجایی که هستی خوشت میاد. واسه من که اینطوری بود... فکرشم نمی...
-
مـا را کـه بَــرَد خـانـــه
شنبه 7 اردیبهشت 1398 15:01
به نام خدا لشکرِ زِ جـور سرشته، می خرامد در پی فانوس بدستانِ کـور. خاموش مسلکـانی بی هویّت که دنیا را چراگـاه خود و بهشتی رایگان بَهر دوزخیانِ گریخته از سرای حَشرْ تصور می کنند. سرنوشت قدمها را به اختیار گرفته، خداوندگاریِ خود را بر این دزدیده راه، خیال می کنند. کمی آنطرف تر عفریت مرگ بنشسته بر سورتمه ای آتشین،...
-
تئـوری جهـانِ یـک نفـره
سهشنبه 21 اسفند 1397 15:43
به نام خدا بر پایۀ این تئوری، دنیا به مرکزیت تنها یک فرد پایه ریزی شده است و دیگر موجوداتِ هستی بی آنکه خود متوجه باشند در جهت باورپذیریِ هر چه بیشتر او از این دنیا گرد آمده اند و خود از درون تُهی و مجرد می باشند. به عبارت دیگر می توان بر اساس قدرت بی حد و حصرِ عامل بوجود آورنده یا همان خالقِ قادر، این تئوری را تا...
-
آبـی و مَخملـی
یکشنبه 9 دی 1397 10:08
به نام خدا به خاطر می آورم که در سالهای دور، طبقۀ دوم منزل ما در اجارۀ زوجی سالخورده قرار داشت و من در آن زمان چهارمین سال زندگی خود را تجربه می کردم. آنچه که از ظاهر زندگی آنها به خاطر می آورم حاکی از این است که هر دوی آنها دارای مدارج علمی بخصوصی بودند و این حدسی بود که بخاطر مشاهدۀ آن کتابخانۀ بزرگ، واقع در منزلشان...
-
پهنــۀ سرگــردانـی
یکشنبه 15 مهر 1397 15:20
به نام خدا خدای را می توان تخیّل نمود و بر او جامه ای عیان پوشانید. طبعی شوخ بر او متصّور شد و با او به طریقی دیگر گفتگو کرد. نزدیکتر از آنچه خطوط قرمزِ ادیان است با او هم کلام شد و گاه از سر شوخی مُشتی بر کتف او کوبید و از تقابل به مثل وی نهراسید. او خود را فراتر از تصور آدمی نمی داند خدایی که با تمام جلال خویش حاضر...
-
آذرَخـشِ سُــرخ
سهشنبه 16 مرداد 1397 19:41
به نام خدا گیریم که شُد هرآنچه که می خواسته اید. کرکَس های مهاجم از بام منزلتان به پرتابِ سنگی رمیده، عزم دیار خویش نموده اند و کدورت پنجاه سالۀ آسمان مه گرفتۀ شهرِتان چُنان برطرف گشت که بتوان تا خانۀ خدا را از فراز آن رصد نمود. پوشش های اجباری و دست و پاگیر، جایِ خود را به پوشش های ابتکاری و مهار گسیخته داده و باب...
-
کجـاوۀ سرنوشت
یکشنبه 14 مرداد 1397 12:04
به نام خدا همان نگاه بود، از جنس آخرین نگاه مادر که در واپسین روز حیات خویش بر من می نمود و در آن سکوت عمیقی که داشت، تبادل واژه ها را از مسیرِ زبان، به مسیر دیدگان سوق داده بود.. به یاد می آورم که گفتمانی کامل بود، اگرچه هرگز به کلمات منجر نشـد.. شاید آدمها آن هنگام که در صادق ترین و روحانی ترین حالات خویش به سر می...
-
آقـای سـانکــــار
سهشنبه 28 فروردین 1397 17:32
به نام خدا یادمه اون وَقتا یه مغازۀ نُقلی بود که اگه راست خونَمونو می گرفتی و همینطور می رفتی، هنوز دو سه کوچه رد نشده بهش می رسیدی. مابینِ یه سلمونیِ کهنه کار و یه فرش فروشی نسبتاً بزرگ واقع شده بود. ظهر که میشُد، درست بعد از تعطیلی مدرسه ای که خیلی هم ازش دور نبود، توش حسابی قُلقله می شد. یه عالمه بچۀ قد و نیم قد که...
-
در استخـــدامِ بـاد
سهشنبه 26 دی 1396 11:56
به نام خدا دخترکِ ساحل نشین، به آن دایرۀ نورانی که مدتیست در دل ابرها جای گرفته خیره می ماند. لبخندی می زند و از صندوقچۀ کوچک چوبی خود قایقی که شب گذشته از چوب های بستنی و کمی مقوای رنگی و کاموا ساخته، بیرون می آورد.. کفِ قایق را به روغن آغشته می کند و آنرا به موجی از دریا می سپارد.. با دستان کوچکش آنرا به سمت جلو...
-
تمامیِ تعهّـداتِ سودازدۀ یک نویسنـده
شنبه 16 دی 1396 18:55
به نام خدا آنان که زیاد می نویسند خنده و گریستنشان در متونی خلاصه می شود که از خود بر جای می گذارند.. برای همین است که با اندکی تاخیر حال و روزشان را دریافت می کنیم، درک شاید. نوشته، این ترسیمِ الفباییِ دنیای خاموشانِ در خود فرو رفته، چیزی نیست که صرفاً با داشتنِ چهره ای در هم کشیده، میز تحریری از چوب بلوط و فنجانی...
-
فصـلی عجیـب، زلـزله
شنبه 9 دی 1396 18:31
به نام خدا فصل عجیبیت، عصر در خون تَپیدن و پُشته شدن.. به جراحتِ آهن و آوار و دود کشته شدن.. . به دست خویش ابنیه ها کنیم آبادو به وقت دیگرَش در خون غرقه شدن.. . شهر من اندکی دورتر، برادرِ بزرگی دارد. چندیست دندانهای کرم خورده اش بی قراری می کنند .. این سپیدِ مُطلق، به زردی گراییده چنین فغان بر می آورد که منم همان درد...
-
مادرم
چهارشنبه 8 آذر 1396 12:52
به نام خدا شاعر شانه ها، ای شکوفۀ مهر ریز، ای تاکستان هزار انگورم مادرم.. . منم همان دانۀ افتاده از ساقۀ نگاهت.. گشته با سایه ها گلاویز .. کِشتۀ کُشته را رطوبتی نیست، نمی نوشندش و شهدش شیرینکامی به بار نمی آورد.. . از او شراب می سازند و ساعتی مخمور می گردند، غافل شاید.. و منم باعثِ آنهمه غفلت که در گرماگرم اتصال به...
-
پادشـاه فصلــها، پاییــز
چهارشنبه 5 مهر 1396 15:39
به نام خدا برکه ای جدامانده بود از رونق رود.. برگ زردی شناور بر او، ابروان در هم تنیده اش طی نموده، راه خویش را به سختی می گشود. برکه بی گزند از سرگردانیِ مُضحکِ زورقَی در عبور، این تخت روانِ کوچک خالی از سرمایه و سـود.. که جز مسیر فتـواگونۀ باد را نمی پیمود.. . و به هر وزِش، و با هر رعشه ای آواری از برگ در ورطۀ...
-
هُنرمنـدان، این مُنـزویانِ دوست داشتنی
یکشنبه 12 شهریور 1396 17:05
به نام خدا هنر کامل نیست همانطور که انسان.. . ؛ تبلور کاستی های روح بشر است در آنچه که ساز می کند، دستمایه قرار می دهد و ایجاد می کند. .. تسکین فقدانهاست در قالب آثاری بر جای مانده که همۀ آنها به نقصهایی آشکار مبتلا هستند، که مجموعِ این نقص ها بر کوچکی آثار هُنری در مقابل منشاء خلاقیتها دلالت دارد.. . بکارگیری تخیل،...
-
مَشـق پـرواز
دوشنبه 6 شهریور 1396 10:53
به نام خدا به فرشته ای می مانی که بال پروازش شکسته باشد. .. هر روز صبح مداوا کُنان، تو را به بلندای آن تپـه که مفـّر توست می کشانم .. آنچه که بر آن سخت متبهّری را، پر گشودن را بر تو می خوانم و باز یارای پریدن در تو فراهم نمی آید .. . تو را چه شده ای برتر از من به سّـجود، که بدتر از من چنین دچار شده ای به بیماریِ پیش...
-
ضـرب آهنـگِ قدمهـا در پیـاده رو
سهشنبه 31 مرداد 1396 11:25
به نام خدا موسیقی، شـرحِ دقایق است و بدون او، نبض ها متوقف می شوند.. . در آن هنگام که موسیقی دانی می میرد، نُتی بر آسمان ها اضافه خواهد شد.. . فرشتگانی چنگ بر دست، بر گـورِ وی حاضر می شوند و برای همیشه خواهند نواخت .. و این سزای کسانیست که نغمه های نشنیده را با مهارت خویش، صید نموده سیقل می کنند و بر خطوط حامل چنان می...
-
محقّـرترین حـس محبـوسم
چهارشنبه 18 مرداد 1396 17:59
به نام خدا عشق را سامانی نیست، مگر آنکه سودایی دگر در سر نباشد و اگر بود همچو میهمان روز سوم، این پا و آن پا خواهد نمود.. سَر و سامانِ جان است و جان، از دولتیِ سر دوست ز هفت دولت آزاد می باید داشت.. محقّر ترین حس محبوس دنیا در صندوقچۀ آهنین سوداگرانِ مَست، دست به دست و ژولیده حال. .. آوارگی، وَصفِ حال مطلوبی نیست آن...
-
درود بـر حیـوانـات
شنبه 7 مرداد 1396 18:37
به نام خدا دزموند موریس می گوید " آندسته از رفتارها و تمایلات نفسانی که در مقابل ارزشهای انسانی قرار می گیرد، ریشه در دنیای حیوانی ما دارد". (کتاب میمون برهنه، دانشگاه بیرمنگام) انسان هنوز چیزهایی را از دورۀ اولِ سیر تکامل خود (عصر توحش) یدک می کشد.. . عصری که انسان در آن، هنوز شکار را اولین و آخرین راه برای...
-
عیب جویی، به چالاکـی چنگـال و تیـز چشـمی عُقـاب
چهارشنبه 14 تیر 1396 16:13
به نام خدا چشمانِ عیب یاب و البته حُسن یاب، تعبیر زیباییست.. . و چه بهتر که در برآیندی نیکو، در واژۀ "حقیقت یاب" به اتّفاق نظر برسیم.. دوستی داشتم که نام فامیلی او " نیک بین" بود و بواسطه همین نام فامیلیِ او، بارها به فکر فرو رفته بودم که چه خوب است اگر تمامی ما را نیز بدین نام آواز دهند و اتفاقاً...
-
آموزشگــاهِ بهشــت.. .
شنبه 10 تیر 1396 14:52
به نام خدا عده ای را در نظر آورید که صرف نظر از هدفی که دنبال می کنند، نسبت به اثبات پرهیزگاری و معنویّت خویش بر سایرین اصرار زیادی دارند و روشهایی در همین باب را نیز به شما پیشنهاد می نمایند.. جهان از دیدگاه این جماعت، به آموزشگاه بهشت می ماند و می پندارند گذرگاه باریکِ انسانیت تا نهایت و کمال وی ، در گرو سبک هدایت و...
-
بر فراز و نَشیبِ کـوه زندگی، همراه با (مـُرادعلــی مُـرادی)
یکشنبه 4 تیر 1396 15:25
بنـام خـدا تنها سیزده سال داشت، اما نماز اول وقتَش هیچگاه ترک نمی گشت؛ فرزند خلف یکی از طاقه فروشان مُنصف در بازارچۀ مدرّس، چند کوچه مانده به حرم رضا (ع). پدربزرگِ مادری او یکی از خادمین پاکباختۀ حرم و سرجمع که بنگری، بسیار مومن بودند این خانوادۀ کوچک.. . او بود و تنها خواهر کوچکش.. پدر و مادری به گرد آندو و همه در...
-
مـــا پیــر نمی شــویم
دوشنبه 22 خرداد 1396 11:58
به نام خدا به خیالش رسیده بود که می تواند مرا درنوردد، سَرِ پیچِ از پا افتادگی و رنجوری، کُهنسالی شاید.. امّا نه، بر این پوشش چروکیده و کوتاه، کوتاه نخواهم آمد که هنوز هم قامَتی بلندم و بلند پروازی را با من مثال می زنند.. . هنوز پلّکان وجودم جای پای فرزندان را طلب می کند.. هنوز چشمان خسته ام مناظر شاداب را وجب می...
-
رویای کرایه ای (2) - رّد پایی تازه
پنجشنبه 18 خرداد 1396 13:01
به نام خدا (برای مشاهدۀ قسمت اول این مطلب، بر روی لینک زیر کلیک نمایید) ((من سوار بر ارابۀ تصّور، به دروازه های سرزمینت رسیده ام با سپری شکسته. تو به این شوالیه گمنام و مغموم، معنا می بخشی، هویتی که پدران را بدان افتخار بیشمار است)) ... جمله ای که کامل و بی کم و کاست ادا شد، درست مثل همان شبها.. پس از گذشت چندین سال،...
-
در فراسوی گندمزار
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 14:33
به نام خدا می ترسَم..، می ترسم تو را نیز همچو ذوق نقاشی از دست بدهم.. . پس تا دست گرم است.. می نویسم برای دست گرمی، برای طول عُمرِ قلم..، و چه بهتر از این که اینبار از شهر کوچکی بگویم که اجدادم در آن خفته اند.. سرزمین روشنی که خاطرَش همواره در نظرم گرامیست و تصویری که از آن در ذهن می دارم، هیچگاه دستخوش تغییر نشده...
-
آن معلّم تنها، که نمی شناختمَش
سهشنبه 12 بهمن 1395 19:53
به نام خدا انگاری سی سال پیش بود.. آره، زمانی که تنها شش سال بیشتر نداشتم.. . بکمک خواهرم، یکی از همون نقاشی هایی که توش خونه، کوه، خورشید و رودخونۀ جاری داشت رو نقاشی کرده بودم تا بفرستیمش برای بخش نقاشی های تلوزیون.. و همین کارو هم انجام داده بودیم.. . یادمه از میون تموم مجری های برنامه کودک، علاقۀ خاصی به خانم...
-
خاطـراتِ مِــه انـدود
پنجشنبه 9 دی 1395 11:57
به نام خدا پرونده ای که همواره باز است و تا زمانی که عواملی همچو بیماری، فرسودگی و کهولت بر آن اثر نگذارد مثل ساعتی دقیق و منظم، در حال کار است. حافظه؛ عاملی که به جهت انباشتِ اندوخته های تجربی در وجود هر یک از ما تعبیه شده است. اصلی ترین عامل سفرهای ناخواسته ای که گاه و بی گاه به گذشته ها داشته ایم.. و گاهی از اوقات...
-
شَهــر کاغــذی
چهارشنبه 17 آذر 1395 12:05
به نام خدا برای او که بعد از رفتنَش، جهان من کاغذیست.. . از میان مِـه می آمـد.. . واضِـح تر شده بود. دامانش را می شناختم، جاذبۀ دستانش را؛ طرحِ آن لبخند که بر صورت همیشه متبسّمش حکاکی شده بود را.. . بر سر طاقچه، مجسمۀ پرنده ای را بخاطر می آورم.. کوچک بود و سبز رنگ.. و صدایی آشِنا که عجیب آرامش بخش بود و دعوت کننده. هر...
-
انیـسِ آسمــان، یا انسـان؟
چهارشنبه 3 آذر 1395 14:31
به نام خدا خدایا بیا تا باهم چند قدمی راه برویم.. بگذار کمی پاهایت در این راه باز شود به رَسـمِ ما.. . در راه از ریحانه های بهشتیِ تو برایت خواهم گفت.. آنها که لابلای پری از قـو می پروری و با هزارها چراغ اُمیدی که در دلهایشان روشن می سازی، روانۀ فرودستشان می سازی.. . همان ها که چشم و چراغ محفلند از برایَت.. و ما نیز...
-
سمفونی شخصی
شنبه 29 آبان 1395 11:59
به نام خدا هفت سال پیش بود، یه همچین روزهایی منزل خواهرم در مالزی.. من در حالی که PSP در دست داشتم در برابر این منظره بی نظیر، مشغول نواختن ترانۀ Oblivion (فراموشی) در DJ.Max portable شده بودم که اساساً یه بازی کره ای بود.. . دو سه روز پیش از اون، وقتی داشتم رم پی اس پی رو در یکی از فروشگاههای مرکزِ تایم اسکوِر پر می...