X
تبلیغات
زولا
 
ایدئولوژی پنهان
دست نوشته های ناپیوسته ی ن. بهبودیان
درباره سایت


دانلودها و ضمائم
آمار سایت
  • تعداد بازدیدکنندگان: 19063

به نام خدا


بیدار می شوم از آن خواب زمستانی، همان خواب که بر بستری از یأس با لایه ای از امید تراشیده ام او را ... تصویری همیشگی از فروبستگی چشمانم و رویا رویا بارشم در سرزمین برف. دانه دانه .. .شرحه شرحه؛  و.. ورودی، سرفه آلود!

حال و روز خرسی را دارم که قدری زودتر از موعدِ خویش از آن پیله که زمان را در خود حبس می کند، برخاسته باشد .. گرسنه ام و کلمه به کلمه می گردم این جنگل سپید را، کاغذ را شاید... در پی آن کندوی مقصود..

منم و سوت و کوریِ سردِ این بازگشتِ بی بازدید و  بخارهای بی وقفه ی دهانم تا ابر.. تا دلیلِ مبهمِ این زمستانِ طولانی.

 

نوشته شده توسط ن.بهبودیان/زمستان 94



1       نظرات
دوشنبه 28 دی 1394 :: 09:21 ق.ظ
نیما بهبودیان