X
تبلیغات
زولا
 
ایدئولوژی پنهان
دست نوشته های ناپیوسته ی ن. بهبودیان
درباره سایت


دانلودها و ضمائم
آمار سایت
  • تعداد بازدیدکنندگان: 19063

به نام خدا

 

زندگی هر شخص، عبرت است بر سایرین و کتاب، عبیر آن. .

رساناست، شاید این موجود کاغذین...

می رساند حاصل تجربه ها، می کشاند موج تردید را تا سواحل تصمیم.. .

می تکاند ریشه های خشک شریانهای مغز را از لب بام تحجر... 

باز که می شود، چشمها هورا می کشند ..انگشتان ورق می زنند..

عشقبازی آغاز می کنند و ذهن، تناول می کند از آن بحر طویل و آن طریق نا متناهی...

خواب بعد از کتاب، مراد است و خواب آلودگی حاصل از آن ثواب.. .،

خدا نیز قصد ثواب داشت شاید.. که داد مجلد کنند و فرو فرستادش.. .


ایها الناس! تنورهاتان همه سرخ باد از واژه.. . هر کلمه که بیشتر در تنور اندیشه ماند، لاجرم پخته تر گردد و به مذاقها نیز نشیند. .. به شرط آنکه تا از دیواره های ذهن، فرو نیافتاده نوشته شود. .. مردمِ این روزها، نان فانتزی را به پخته اش ترجیح می دهند.. .راستی مگر فانتزی ها را هم می پزند؟! پس وای به روزی که دیگر نان تنوریِمان سوخته باشد، قول می دهم در آن صورت، نگاهش هم نمی کنند...

نان دیگر غذا نیست، مکمل نیز هم.. .، برکت اما چه ساده از سر سفره های من و تو  پا پس می کشد.. . کتاب برکت است.

آفَت افتاده به جان کتابها.. . هر روز کوچک و کوچکتر می شوند.. . از رحلی به وزیری، از وزیری و خشتی به جیبی.. . نُقلی می شوند این افسانه های نَقلی... دسته چکها اما از همیشه بزرگترند و آماده... نخوانده کتاب، اخذ مدرک می کنند آقایان و چندی بعد، خود از فرو فتادن عقربه های سرانه ی مطالعاتی، آن کرانه ها می نالند. .. رسم روزگار را بین،.. دزد پالان دیروز، دانای دادار امروز. .. غمخوار نان نخوردنِ همه کودکها. ..

در پناه او باشید و کیفور که تا لمس کافورها، راهی نیست جز یک نفس...


نوشته شده توسط ن.بهبودیان/ پاییز 94



7       نظرات
دوشنبه 2 آذر 1394 :: 01:27 ب.ظ
نیما بهبودیان